ایــ ــنــــ مــ ــ ــــنـــمــــ
اگر به یادت نمی ایم دلیل فراموشی تو نیست...من ترس از ارتفاع دارم..

 

 

کاش!

کمی از دیوانگی من

سهم تو بود لعنتــــــــــــــی ..!! 

[ ۱۳٩٢/٢/۱٦ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]
 
یکی از تضادهای ماست که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام میدهد.(چارلی چاپلین)
 

 

[ ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ۸:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]

 

گروه اینترنتی ایران سان

دلتنگ یعنی
روبروی دریا ایستاده باشی و
خاطره ی یک خیابان خفه ات کند

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/10/25/4.jpg

 بی " تــو "کنار ِ این خاطره ها نشستن دل می خواهد...

که من ندارم....باور کن !

[ ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]

 

گروه اینترنتی ایران سان

 

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...
حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ...
زخم داشت و ننالید...
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست !
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ... !!

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ ] [ ٩:٠۸ ‎ق.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]

 

اگر درد داری …
تحمل کن …
روی هم که تلمبار شد …
دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست. ..!!
کم کم خودش بی حس میشود ….!

[ ۱۳٩٠/۱۱/۸ ] [ ۸:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]

 

می‌گویند یک روزی هست ..
که چرتکـه دست می‌گیرند و حساب و کتاب می‌کنند …
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن ‌چه ‌با من کردی را بدهی!
فقط نمی‌دانم ….
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من می‌خورد!؟!

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۸ ] [ ۸:٢٧ ‎ق.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]

 

زندگــــى رقـص واژگــان است:

یکی به جرم تفــــاوت تنهــــاست،
یکی به جرم تنهـــــایى متـــــفاوت

[ ۱۳٩٠/۱۱/٦ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مــ ــ ـــلـودی بــــ ــارون ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نفس پنجره تنگ است از این پرده ی تردید که آویخته از سقف سکوت من باور دارم پشت هر پنجره ای مژده ای پنهان است. گرد شب را بتکان از در و دیوار هراس پیش از آغاز سحر ، نیت کن و به شور آمده ، بگشای کتاب غزل پنجره را. دور دستی که به دنبالش بودی همه عمر در همین نزدیکی کوره ی روح تو را شعله ور خواهد کرد. من باور دارم مژده ای پنهان است
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب

Upload Music